نوس (Nous)

نوس (Nous)

جریانِ مداوم، در مسیرِ شدن

از حل مسئله تا چرائی آن

نوس
،
درحال بارگذاری..

یکی از نکاتی که در خصوص پروژه‌های دانشگاهی وجود دارد، اعتبارسنجی نتایج و از آن مهم‌تر چراییِ نتایج است. ما زمانی که برای حل یک مسئله‌، ایده‌ای پیدا می‌کنیم و سپس در راستای پیاده‌سازی آن راهکاری پیشنهاد می‌دهیم، نیاز داریم آن را به جامعه دانشگاهی و تحقیقاتی اثبات نماییم. جهت این کار هم، سراغ انجام آزمایش‌های مختلف از قبیل شبیه‌سازی و به اشتراک‌گذاری نتایج می‌رویم. این یک روال معمول پژوهشی است که یک پژوهشگر بایستی طی کند. منتهی مطلبی که تمایل به ارائه‌اش داشتم، از مرحله‌ی اعتبارسنجیِ نتایج به بعد است؛ یعنی منِ پژوهشگر از مرحله‌ی problem solving عبور کرده‌ام، سپس برای اینکه دیگران درک و حسی از آن داشته باشند، آزمایش‌هایی طراحی کرده و اقدام به visualization و یا هر نوع خروجی دیگری از آن کرده‌ام. تا اینجای کار ممکن است پژوهشگر با خود فکر کند که خب کار تمام است چون به زعم خود هم راهکار ارائه داده و هم نتایج، ضمن آنکه نسبت به دیگر پژوهشگرانِ آن حوزه، به نتایج بهتری نیز رسیده. اما در حقیقت این تمام ماجرا نیست! توی فضای بخصوص دانشگاهی، اینکه شما بگویید " آهای! یافتم! یافتم! " و سپس بگویید: " با چشمِ خودتان ببینید! این هم نتایجم، به خدا راست می‌گویم!" سند مکفی نیست بلکه تازه وارد مرحله‌ی چالشی‌تری به نام " چِرایی" می‌شوید!

در اغلب موارد، در فضای صنعت، همینکه شما مسئله‌ی مدنظر را طبق ریسورس‌ها و محدودیت‌های موجود حل نمایید کفایت می‌کند اما در فضای دانشگاهی، یک پژوهشگر حتی اگر بهترین عملکرد را نسبت به سایر اهل فن داشته باشد، باید به این پرسش پاسخ بدهد: "چرا؟" . به چه علت رویکرد پیشنهادی خوب نتیجه گرفته. چرا در فلان نقطه از رویکرد، از فلان تکنیک استفاده نشده؟ چرا روی فلان آزمایش نتیجه کمی ضعیف‌تر بوده؟ و چرا چرا چرا؟ قضیه مثل کسی می‌ماند که از فرط تشنگی رو به موت است، بعد به او یک کاسه آب می‌دهیم و او را نجات می‌دهیم. حال اهالیِ روستای آن اطراف، در این‌باره از ما می‌پرسند که کاسه‌اش ترک داشت یا نداشت و اگر داشت چرا، چه رنگی بود و چرا حالا آن رنگی، وقتی آب می‌نوشید، کاسه را با دست راست گرفته بود یا چپ، و اگر دست راست، خب چرا و ...

برای دانشگاه، این چراها نیز در کنار مسئله‌ی روی میز و راهکارش مهم است‌! ارجاع به مفاهیم پایه‌ای مهم می‌شود، واکاوی و تحلیلِ چندبُعدی از یک مسئله پررنگ می‌شود.

گاهی این چراها ممکن است کار را تبدیل یک روند فرسایشی و زمان‌بر کند. درنتیجه، شخصی که این روال را نداند، بسیار دچار فرسودگی و سرخوردگی شده و در آخر ممکن است در میانه‌ی راه ببُرد، کلا" چهارگوشه‌ی پروژه را ببوسد و بگذارد برای اهلش.

برای برخی از ما، ممکن است جذابیتِ کار تا همان مرحله‌ی حل مسئله باشد و از آن مرحله به بعد هیچ کشش یا علاقه‌ای در ما ایجاد نشود.

بنابراین نیاز است تا پژوهشگر، در ذهن و روان خود، جایی برای اینگونه چالش‌ها باز نماید. این پیش‌آگاهی، می‌تواند کمی در صبر و شکیبایی و تطبیق پذیری ما کمک کند.

وایت‌برد

نوس
،
درحال بارگذاری..

1) سوالِ درست پرسیدن، ما را به هدف نزدیک‌تر می‌کند

2) هر چیزی را که شروع می‌کنی، نصفه‌نیمه رها نکن! استمرار، استمرار، استمرار، consistency می‌تواند دستت را بگیرد

3) نگاهت به هر مسئله و کسب نتیجه‌ای باید long-term باشد

4) زندگی برای برخی مثل آن دونده‌ای است که مسابقه تمام شده و دیگران از خط پایان گذشته‌اند اما او هنوز در مسیر مانده و دارد می‌دود تا به خط نزدیک شود. خیلی اوقات ددلاین‌ها و فرصت‌های طلائی تمام می‌شوند اما تو نباید جا بزنی، تو تا جان در تنت هست، باید بروی و بروی تا دست‌کم شرمنده‌ی خودت نباشی! این یک تعهد است، یک احساس مسئولیت!

5) یک task بزرگ را باید به taskهای کوچکتر و قابل کنترل‌تر تقسیم کرد. این چنین ترسی که در وجودت رخنه کرده است اندکی فروکش کرده و اولین قدم برای حرکت را برمیداری. این task های ریز باید طوری باشند که انجام آنها در طول هر روز واضح باشند و بتوانی با خیال راحت انجامشان دهی. اگر فکر میکنی این task های ریز هم هنوز دارای ابعاد ناشناخته‌ای دارد، باید باز هم آنها را به کارهای ریزتر بشکنی

6) هر روز باید حداقل یک کار deep یک الی دو ساعته انجام داد؛ کاری که از عهده آن بتوان برآمد

7) چیزهایی که دست تو و در دایره‌ی اراده‌ی توست و تقریباً می‌توانی کنترلشان کنی را لااقل انجام بده، باقیِ شرایط و اتفاقاتِ غیرقابل کنترل را بسپار دست خدا

8) رنج‌هایت را تبدیل به یک اثر هنری کن، به یک فعالیت ورزشی، به طبیعتگردی، به عکاسی

9) معجزه‌ی Review و مرور را فراموش نکن!

10) گاهی اوقات تست یک ایده، پروژه یا تصمیم در scale کوچک، به ما یک دید نسبی از عملیاتی بودن یا نبودن آن می‌دهد.

11) قدم‌های ریز است که مسیرِ بزرگ را می‌سازند

12) برای فردای هر روز، یک برنامه‌ریزی نسبی داشته باش

13) صداقت و صبور بودن می‌توانند فرصت و آبراهه‌ی جدید شکل بدهند

14) هر موقع که احساسِ فرسودگی و سنگینیِ یک پروژه را کردی، با خودت جلسه بگذار، brain storming می‌تواند در درک، جمع‌بندی و یافتن راه حل کمک‌کننده باشد

15) تلاش کن هر روزی یک کار practical مرتبط آن پروژه یا Task را انجام دهی؛ می‌تواند مثلاً خواندن یک مقاله باشد، تماشای مثلاً یک ویدیوی آموزشی، آماده‌سازی پوشه‌ها و وُردهای گزارش و یا تمرین و تست چند خط کد ساده‌ی نسبتاً مرتبط جهت دستگرم شدن و آماده‌سازیِ اولیه باشد. این کار کمک می‌کند تا پروژه یا آن Task از حالتِ شیمیاییِ فکریِ تو بیرون بیاید.

16) کمالگرا نباش

17) ساعت، روز را می‌سازد، روز هفته را و هفته ماه را! پس قدر هر لحظه را باید دانست!

18) سرمایه‌های یک انسان: مال، دانش، زمان، عزت نفس و سلامتی. هر از گاهی در طول انجام هر پروژه‌ یا تصمیمی یا در هر مرحله‌ی دشواری از زندگی، آنها را چک کن. ببین کدامها را خرج کرده‌ای! گاهی اوقات به خودت می‌آیی می‌بینی بیشتر از اندازه از خودت گذشته‌ای و یا هزینه‌ی زیادی برایت تمام شده است! این به کنترل اوضاع می‌تواند کمک کند. نباید این بنچمارک‌ها را ندید گرفت. آن بیرون کسی به فکرِ هیچ یک از اینها نیست، خودت هستی و خودت و خدای خودت!

19) تلاش کن از موانع و محدودیت‌ها فرصت بسازی،

20) افرادِ برجسته‌ی حوزه‌ی کار خودت یا مرتبط با Task ات را پیدا کن، یا فیلم‌های آموزشی یا غیرآموزشی مرتبط با آنها را تماشا کن، اتمسفری از کار خودت باید ایجاد کنی تا به تو انگیزه بدهد.

21) سه پاکسازی مهم: پاکسازی اندیشه، پاکسازی روح و قلب، پاکسازی جسم

22) تکنیک پومودورو (25 دقیقه + 5 دقیقه)، اگر که زیادی ذهنت به هم ریخته است

23) همیشه یادگیرنده بمان

24) آموخته‌های خودت را با دیگران به اشتراک بگذار، چه با هزینه چه رایگان، یک کار معنادار یعنی همین کمک به همنوعت

25) گاهی جوانبِ کاری را سنجیدن، زیادی زمانبر است بنابراین طبق قاعده‌ی «بهترین دفاع، حمله است« بدون ترس واردِ کار شو

26) آمار و ارقام و نمودار، استنادِ بیشتر به کارهای پیشین، هایلایت کردنِ factها و یافته‌ها، اعتماد و ارزشِ پذیرشِ کارِ تو را نزدِ دیگران بالاتر می‌رود

27) تک‌بعدی نباش!

28) نگو نمی‌توانم! از افعال منفی کمتر استفاده کن! به جایش بگو بیشتر تلاش می‌کنم (تفاوت را خودت به مرور زمان حس خواهی کرد، خیالت جمع!)

29) ما در دنیایی قرار گرفته‌ایم که برای خیلی از مسائل لازم نیست چرخ را از اول اختراع کنیم!

30) برنامه‌ریزیِ منعطف: بلوکِ زمانی کردن (یعنی به فرمِ بازه‌ای)؛ مثلاً در بازه‌ی زمانیِ 7 صبح تا 10 صبح (یا اگر کار سنگین‌تری است، تا 2 بعداز ظهر) و کارهای باقیمانده یا درصد دیگری از آن کار سنگین را در بازه زمانیِ عصر تا شب انجام دهی.

31) داشتن روحیه‌ی کنجکاوی است که باعث پیگیریِ بیشتر و پیشرفت می‌شود

32) برای هر موضوعی میتوانی این بلوک‌ها را در نظر داشته باشی تا آن Task به سلامت انجام شود: 1) بلوک R & D (تحقیق و توسعه) با تمرکز بیشتر بر بررسی 2) آماده‌سازی اولیه، گرداوری‌های مربوطه 3) بلوک implementation یا همان پیاده‌سازی 4) طوفان ذهنی و لیست‌بندی و جمع‌بندیِ نتایج 5) بلوک refinement و optimization

33) بیشتر از غُر زدن، به فکرِ ساختن باید بود؛ «به جایِ لعنِ تاریکی، شمعی روشن کن!»

34) گاهی که از همه چیز می‌بُری و احساس جاماندن از دنیا می‌کنی، دلت را با همین یک حرف قرص کن: انسان باشی و انسان بمانی! - این ارزشمندترین کاری است که می‌توان در جهان انجام داد! این کار از جنس سکون نیست این طبیعتِ شریفی است که جز خودت کسی به آن واقف نیست؛ درست مثل یک درخت که به ایستادن، که به درخت‌بودن ادامه می‌دهد و به تن دادن به چهارفصلِ زندگی! مانند او دور از دنیای دیگران بمان!

35) بیشتر از کارهایی که باید بکنی، کارهایی است که نباید بکنی!

36) ناظرِ بیرونی همیشه در نقشِ قضاوت‌کننده است، این تو هستی که می‌دانی چه کرده‌ای! بنابراین در شرایطی که همه قاضی می‌شوند، تو خود را متهم نکن، تنها یک کار است که باید انجام دهی،بی معطلی خودت را در آغوش بگیر

37) تو نباید در زمینِ دیگران بازی کنی، تو نباید به هر قاعده‌ی غیرعقلانی که آن بیرون برایت می‌چینند تن بدهی، تو لایقِ قواعد و دستورات و تووسری خوردن از آنها نیستی! «بازیِ پرحاشیه را عمداً بباز و بیا بیرون!»

38) سه سین اساسی برای ریلکس کردنِ در احوالات پریشانی: صبر، سکوت و سازش

39) توی واقعیت اگر قرار است یک چیزی را ببازی، بگذار وقتش که شد ببازی! تو نباید آن واقعه را در ذهنت بارها و بارها به تصویر بکشی، تو نباید بابتِ یکبار باختنِ در عمل، هزاربار باختِ پیش از موعد را تجربه کنی!

40) اگر دنیا جهنم‌ات شد، به حرف خدا بیشتر ایمان بیاور: «و آخرت برای تو بهتر است»

41) ممکن است با دو دسته آدم زیادیِ طرف شوی: دسته اول آنها که تو را دست‌کم می‌گیرند و در معادلات لحاظ نمی‌کنند و دسته دوم آنها که انتظاراتی بیش از حد از تو دارند. تو دسته‌ی سوم باش: آدمِ خودت و برای خودت!

42) در جهانِ متکلم وحده‌ها، چه خوب که سکوت را برمی‌گزینی!

43) «آبی که برآسود زمینش بخورد زود / دریا شود آن رود که پیوسته روان است»

.

.

فایل پی‌دی‌اف این مطلب جهت دانلود در زیر قرار گرفته است:

دانلود

رباعیات معاصر

نوس
،
درحال بارگذاری..

مجموعه نسبتاً جامعی از رباعیات امروز در مضامین مختلف از قلمِ شاعرانی همچون ایرج زبردست، بیژن ارژن، جلیل صفربیگی، میلاد عرفانپور، زنده‌یاد قیصر امین‌پور و دیگر شاعرانِ پرچمدارِ این عرصه گردآوری گردیده، که امید است برای علاقه‌مندان به حوزه شعر و ادب بخصوص رباعی‌دوستان مفید واقع شود.

◨ مشخصات فایل: پی‌دی‌اف، 239 صفحه و حجم 74.6MB ◧

جهت دانلود، کلیک نمائید:

دانلود