ظرف علم
هر ظرفی با ریختن چیزی در آن پُر میشود، جز ظرف دانش که هر چه در آن جای دهی، وسعتش بیشتر میشود.
- نهجالبلاغه، حکمت ۲۰۵
جریانِ مداوم، در مسیرِ شدن
هر ظرفی با ریختن چیزی در آن پُر میشود، جز ظرف دانش که هر چه در آن جای دهی، وسعتش بیشتر میشود.
- نهجالبلاغه، حکمت ۲۰۵
ای مردم! وفا همراه راستی است، که سپری محکمتر و نگهدارندهتر از آن سراغ ندارم. آن کس که از بازگشت خود به قیامت آگاه باشد خیانت و نیرنگ ندارد. ولی امروز در محیط و زمانهای زندگی میکنیم که بیشتر مردم حیله و نیرنگ را زیرکی میپندارند و افراد جاهل آنان را اهل تدبیر میخوانند. چگونه فکر میکنند؟ خدا بکشد آنها را! چه بسا شخصی تمام پیشآمدهای آینده را میداند و راههای مکر و حیله را میشناسد ولی امر و نهیِ پروردگار مانعِ اوست و با اینکه قدرت انجام آن را دارد، آن را به روشنی رها میسازد، ولی آنکس که از گناه و مخالفت با دین پروا ندارد، از فرصتها برای نیرنگبازی استفاده میکند.
- نهجالبلاغه، خطبه 41
امّا وصیت من نسبت به خدا؛ آنکه چیزی را شریکِ خدا قرار ندهید و نسبت به پیامبر (ص) این است که سنّت و شریعتِ او را ضایع نکنید. این دو ستون محکم را برپا دارید و این دو چراغ را فروزان نگه دارید و تا آن زمان که از حق منحرف نشدهاید، سرزنشی نخواهید داشت، که برای هر کس به اندازهی توانایی او وظیفهای تعیین گردیده، و نسبت به افراد جاهل و نادان تخفیف داده شده است زیرا: پروردگار، رحیم و دین، استوار و پیشوا، آگاه است. من دیروز رهبر شما بودم و امروز مایهی پند و عبرت شما هستم و فردا از شما جدا خواهم شد، خدا شما و مرا بیامرزد. اگر از این ضربت و در این لغزشگاه نجات یابم، که حرفی نیست، ولی اگر گامها بلغزد و از این جهان بروم، ما نیز چون دیگران در سایهی شاخسار درختان، مسیرِ وزشِ باد و باران و زیرِ سایهی ابرهای متراکم آسمان پراکنده میشویم، و آثارمان در روی زمین نابود خواهد شد. من، از همسایگان شما بودم، که چند روزی در کنار شما زیستم، و به زودی از من جز جسدی بیروح و ساکن، پس از آن همه تلاش، و خاموش، پس از آن همه گفتار، باقی نخواهد ماند. پس باید سکوت من و بیحرکتیِ دست و پا و چشمها و اندام من، مایهی پند و اندرز شما گردد، که از هر منطق رسایی و از هر سخن موثری عبرتانگیزتر است. وداع و خداحافظی من با شما چونان جدایی کسی است که آمادهی ملاقات پروردگار است، فردا ارزش ایّام زندگی مرا خواهید فهمید، و راز درونم را خواهید دانست. پس از آن که جای مرا خالی دیدید و دیگری بر جای من نشست، مرا خواهید شناخت.
-نهجالبلاغه، خطبه 149
(به هنگام تلاوت آیهی 6 سورهی انفطار، «ای انسان، چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته است»، فرمود:)
برهان گناهکار، نادرستترین برهانهاست و عذرش از توجیه هر فریبخوردهای بیاساستر و خوشحالی او از عدم آگاهی است. ای انسان! چه چیز تو را بر گناه جرأت داده و در برابر پروردگارت مغرور ساخته؟ و بر نابودی خود علاقهمند کرده است؟ آیا بیماری تو را درمانی نیست و خوابزدگی تو بیداری ندارد؟ چرا آنگونه که به دیگران رحم میکنی، به خود رحم نمیکنی؟. چه بسا کسی را در آفتاب سوزان میبینی، بر او سایه میافکنی یا بیماری را مینگری که سخت ناتوان است، از روی دلسوزی بر او اشک میریزی، ولی چه چیز تو را بر بیماری خود بیتفاوت کرده و بر مصیبتهای خود شکیبا و از گریه بر حال خویشتن باز داشته است؟ در حالی که هیچ چیز برای تو عزیزتر از جانت نیست! چگونه ترس از فرود آمدن بلا، شبهنگام تو را بیدار نکرده است، که در گناه غوطهور و در پنجهی قهر الهی مبتلا شدهای؟
- نهجالبلاغه، خطبه 223
دوستداشتنیترین چیزها در نزد تو، در حق میانهترین و در عدل فراگیرترین و در جلب خشنودی مردم گستردهترین باشد، که همانا خشم عمومی مردم، خشنودی خواص (نزدیکان) را از بین میبرد، خشم خواص را خشنودی همگان بیاثر میکند. خواص جامعه، همواره بار سنگینی را بر حکومت تحمیل میکنند، زیرا در روزگار سختی یاریشان کمتر، و در اجرای عدالت از همه ناراضیتر، و در خواستههایشان پافشارتر، و در عطا و بخششها کمسپاستر، و به هنگام منع خواستهها دیر عذرپذیرتر، و در برابر مشکلات کماستقامتتر میباشند. در صورتی که ستونهای استوار دین و اجتماعات پرشور مسلمین و نیروهای ذخیرهی دفاعی، عموم مردم میباشند، پس به آنها گرایش داشته و اشتیاق تو با آنان باشد.
- نهجالبلاغه، نامه 53
باید خردسالانِ شما از بزرگانِ شما پیروی کنند، و بزرگسالانِ شما نسبت به خردسالان مهربان باشند، و چونان ستمپیشگانِ جاهلیّت نباشید که نه از دین آگاهی داشتند و نه در خدا اندیشه میکردند. همانند تخم افعی در لانهی پرندگان نباشید که شکستن آن گناه و نگهداشتن آن شر و زیانبار است.
- نهجالبلاغه، خطبه 166
پس از یاد خدا و درود! تو از اجل خود پیشی نخواهی گرفت، و آن چه که روزیِ تو نیست به تو نخواهد رسید، و بدان که روزگار دو روز است: روزی به سود، و روزی به زیان تو؛ و همانا دنیا خانهی دگرگونیهاست، و آنچه که به سود تو است هرچند ناتوان باشی خود را به تو خواهد رساند، و آن چه که به زیان تو است هرچند توانا باشی دفعِ آن نخواهی کرد.
- نهجالبلاغه، نامهی 72
ای بندگان خدا! شما را به ترس از خدا سفارش میکنم، و شما را از منافقان میترسانم، زیرا آنها گمراه و گمراهکنندهاند، خطاکارند و به خطاکاری تشویق کنند، به رنگهای گوناگون ظاهر میشوند، از ترفندهای گوناگون استفاده میکنند، برای شکستن شما از هر پناهگاهی استفاده میکنند، و در هر کمینگاهی به شکار شما مینشینند. قلبهایشان بیمار، و ظاهرشان آراسته است، در پنهانی راه میروند، و از بیراههها حرکت میکنند. وصفشان دارو، و گفتارشان درمان، ولی کردارشان دردی است بیدرمان. بر رفاه و آسایش مردم حسد میورزند، و بر بلا و گرفتاریِ مردم میافزایند و امیدواران را ناامید میکنند. آنها در هر راهی کشتهای، و در هر دلی راهی و بر هر اندوهی اشکها میریزنند، مدح و ستایش را به یکدیگر قرض میدهند، و اگر داوری کنند اسراف میورزند. آنها برابر هر حقّی باطلی، و برابر هر دلیلی شُبههای، و برای هر زندهای قاتلی، و برای هر دری، کلیدی، و برای شبی چراغی تهیه کردهاند. با اظهار یأس میخواهند به مطامع خویش برسند، و بازار خود را گرم سازند و کالای خود را بفروشند. سخن میگویند، ولی به اشتباه و تردید میاندازند، وصف میکنند ولی فریب میدهند، در آغاز، راه را آسان و سپس در تنگناها به بُنبست میکشانند، آنها یاورانِ شیطان و زبانههای آتشِ جهنّم میباشند: «آنان پیروان شیطانند، و بدانید که پیروانِ شیطان زیانکارانند».
- نهجالبلاغه، خطبه 194
خاموش باش! خدا رویت را زشت گرداند، ای دندانِ پیشینِ افتاده. به خدا سوگند! آنگاه که حق آشکار شد، تو ناتوان بودی و آواز تو آهسته بود و آنهنگام که باطل بانگ بر آورد، چونان شاخ بُز سر بر آوردی.
- نهجالبلاغه، خطبه 184
مردم! نماز را بر عهده گیرید، و آن را حفظ کنید، زیاد نماز بخوانید، و با نماز خود را به خدا نزدیک کنید. آیا به پاسخ دوزخیان گوش فرا نمیدهید، آن هنگام که از آنها پرسیدند: چه چیز شما را به دوزخ کشانده است؟ گفتند: «ما از نمازگزاران نبودیم». همانا نماز، گناهان را چونان برگهای پاییزی فرو میریزد، و غُل و زنجیر گناهان را از گردنها میگشاید. پیامبر اسلام (ص) نماز را به چشمهی آب گرمی که بر درِ سرای مردی جریان داشته باشد، تشبیه کرد، اگر هر شبانه روز پنج بار خود را در آن شست و شو دهد، هرگز چرک و آلودگی در بدن او نماند.
- نهجالبلاغه، خطبه 199
چه بسیار کسانی که در آغاز روز بودند و به شامگاه نرسیدند، و چه بسیار کسانی که در آغاز شب بر او حَسَد میبردند و در پایان شب عزاداران به سوگشان نشستند.
- نهجالبلاغه، حکمت 380
خدا شما را رحمت کند، بدانید که همانا شما در روزگاری هستید که گویندهی حق اندک، و زبان از راستگویی عاجز، و حقطلبان بیارزشند. مردم گرفتار گناه، و به سازشکاری همداستانند، جوانانشان بداخلاق، و پیرمردانشان گناهکار، و عالمشان دورو، و نزدیکانشان سود جویند. نه خردسالانشان، بزرگان را احترام میکنند و نه توانگرانشان، دست مستمندان را میگیرند.
- نهجالبلاغه، خطبه 233
سوگند به خدا! معاویه از من سیاستمدارتر نیست، ولی معاویه حیلهگر و جنایتکار است. اگر نیرنگ ناپسند نبود، من از زیرکترین افراد بودم، ولی هر نیرنگی گناه، و هر گناهی نوعی کفر و انکار است. به خدا سوگند! من با فریبکاری غافلگیر نمیشوم و با سختگیری ناتوان نخواهم شد.
- نهجالبلاغه، خطبه 200
خیر آن نیست که مال و فرزندت بسیار شود بلکه خیر آن است که دانش تو فراوان، و بردباری تو بزرگ و گرانمقدار باشد، و در پرستش پروردگار در میان مردم سرفراز باشی، پس اگر کار نیکی انجام دهی شکر خدا به جا آوری، و اگر بد کردی از خدا آمرزش خواهی. در دنیا جز برای دو کس خیر نیست؛ یکی گناهکاری که با توبه جبران کند، و دیگر نیکوکاری که در کارهای نیکو شتاب ورزد.
- نهجالبلاغه، حکمت 94
خردمند آن کس است که هر چیزی را در جای خود مینهد. با معرفی خردمند، جاهل را نیز شناساندم.
- نهجالبلاغه، حکمت 235