وصایای امیر المومنین
امّا وصیت من نسبت به خدا؛ آنکه چیزی را شریکِ خدا قرار ندهید و نسبت به پیامبر (ص) این است که سنّت و شریعتِ او را ضایع نکنید. این دو ستون محکم را برپا دارید و این دو چراغ را فروزان نگه دارید و تا آن زمان که از حق منحرف نشدهاید، سرزنشی نخواهید داشت، که برای هر کس به اندازهی توانایی او وظیفهای تعیین گردیده، و نسبت به افراد جاهل و نادان تخفیف داده شده است زیرا: پروردگار، رحیم و دین، استوار و پیشوا، آگاه است. من دیروز رهبر شما بودم و امروز مایهی پند و عبرت شما هستم و فردا از شما جدا خواهم شد، خدا شما و مرا بیامرزد. اگر از این ضربت و در این لغزشگاه نجات یابم، که حرفی نیست، ولی اگر گامها بلغزد و از این جهان بروم، ما نیز چون دیگران در سایهی شاخسار درختان، مسیرِ وزشِ باد و باران و زیرِ سایهی ابرهای متراکم آسمان پراکنده میشویم، و آثارمان در روی زمین نابود خواهد شد. من، از همسایگان شما بودم، که چند روزی در کنار شما زیستم، و به زودی از من جز جسدی بیروح و ساکن، پس از آن همه تلاش، و خاموش، پس از آن همه گفتار، باقی نخواهد ماند. پس باید سکوت من و بیحرکتیِ دست و پا و چشمها و اندام من، مایهی پند و اندرز شما گردد، که از هر منطق رسایی و از هر سخن موثری عبرتانگیزتر است. وداع و خداحافظی من با شما چونان جدایی کسی است که آمادهی ملاقات پروردگار است، فردا ارزش ایّام زندگی مرا خواهید فهمید، و راز درونم را خواهید دانست. پس از آن که جای مرا خالی دیدید و دیگری بر جای من نشست، مرا خواهید شناخت.
-نهجالبلاغه، خطبه 149