ترانه ۸۵
نوس
،
درحال بارگذاری..
خانهای ویرانم
بدنی بیجانم
لامکانم بیتو
روحِ سرگردانم
یک خزان بیباران
خلسهای بیپایان
دورِ خود میگردم
بی سر و بی سامان
سرنوشتم بیتو
بیقراری باشد
حملهات بر قلبم
انتحاری باشد
تو چه کردی با من
که طلسمم در تو؟
خشت اول عشق است
خانهی آخر تو
آتشی در من هست
که به پا خواهم کرد
من برای این عشق
کودتا خواهم کرد
چرا نمیرسد صدا صدای من به تو؟
غریبِ آشنا! من از تمام شهر ببین بریدهام
نفس نفس تو را نفس کشیدهام
هادی زینتی